Menu

خانه

تازه ترین نوشته های من

سفرنامه دریاچه عروس

وقتی بعد از چند ماه قرنطینه و دوری از سفر, سفری یک روزه به شمال کشورم رو شروع کردم یک جور حس دلتنگی داشتم. وقتی در جاده, کوهها, رودخونه و ماشینهای در حال عبور رو می دیدم حس زنده بودن پیدا کردم. صنایع دستی و خوراکیهای خوشمزه گیلان. رودبار سفر

ادامه مطلب »

دوزخ

نویسنده: دن براون مترجم: فرزام حبیبی اصفهانی دن براون نویسنده کتاب “رمز داوینچی” هست. رمز داوینچی اولین کتابی بود که من از ایشون خوندم و بسیار جذاب بود. بخاطر همین جستجو کردم تا کتابهای دیگه ایشون رو هم بخونم. کتاب دوزخ رو من از فیدیبو خریداری کردم. بسیار جذاب و

ادامه مطلب »

روح گریان من

داستان واقعی یک جاسوس زن کره‌ای نویسنده: کیم هیون هی مترجم: فرشاد رضایی فصل اول: وقتی به میلیونها کودکی که هر سال در کره شمالی به دنیا می‌آیند و همچنین به تمام کودکانی که در چهل سال گذشته و بعد از آزادی از ژاپن به دنیا آمده‌اند فکر می‌کنم، خشم

ادامه مطلب »

آخرین قطار به استانبول

نویسنده: عایشه کولین مترجم: سمیرا توسلی آنکارا ۱۹۴۱: مجید آن روز صبح قبل از رفتن به صبیحه گفته بود که دیر به خانه برمی‌گردد. با این حال، وقتی ساعت از هشت شب گذشت، عذاب وجدان گرفت. با عذرخواهی از اتاق جلسه بیرون آمد. به دفترش برگشت و با تلفن سیاه

ادامه مطلب »

پرونده هری کبر

نویسنده: ژوئل دیکر مترجم: آریا نوری بخش نخست: بیماری نویسندگان (۸ ماه پیش از انتشار کتاب) اولین بخش هر کتاب اهمیت زیادی داره مارکوس. خواننده اگه ازش خوشش نیاد، باقی کتاب رو هم نمی‌خونه. تو چطور می‌خوای کتابت رو شروع کنی؟ نمی‌دونم هری، تو فکر می‌کنی اصلاً موفق بشم؟ بخش

ادامه مطلب »

در یک جنگل تاریک تاریک

نویسنده: روث ور مترجم: شادی حامدی آزاد فصل ۱: درد دارد. همه چیز درد دارد. نور توی چشمهایم. درد توی سرم. بوی گند خون توی بینی‌ام پیچیده است و دستانم از خون چسبناکند. فصل ۲: به محض اینکه بیدار شدم، می‌دانستم که آن روز، روز دویدن در پارک است، روز

ادامه مطلب »

دختری که گذشته‌ای نداشت

نویسنده: کاترین کرافت مترجم: فرانک سالاری سرآغاز: همه جا ساکت بود. لحظه‌ای فکرکردم باید مرده‌ باشم، اما بعد صدای جیغ وحشتناکی شنیدم. نمی‌دانم صدای چه کسی بود و از کجا می‌آمد. فقط می‌دانستم که صدای خودم نبود. فصل اول: ۲۰۱۴ غروب بود. به سمت خانه می‌آمدم. حس خوبی نداشتم. البته

ادامه مطلب »

در ژرفای آب

نویسنده: پائولا هاوکینز مترجم: حدیث حسینی – نازیلا محبی   آبگیر مرگ: دوباره! دوباره! مردها دوباره او را می بندند، ولی این بار به گونه ای دیگر: شست پای چپ را به پنجه راست، شست پای راست را به پنجه چپ. ریسمان هنوز هم دور کمرش مانده، این بار او

ادامه مطلب »

سنترال پارک

نویسنده:  گیوم موسو مترجم:  سعیده بوغیری   فصل اول: دربندشدگان آلیس آلیس شفر به سختی چشمانش را باز کرد. نور روزی که از راه می رسید چشمهایش را میزد. شبنم صبحگاهی لباسهایش را چسبناک می کرد. زن، خیس از عرق سرد، می لرزید. گلویش خشک و طعم تند خاکستر در

ادامه مطلب »