Menu

چگونه در زندگی به آرامش درونی برسیم؟

مطالب زیر استنباط بنده از لایو مشترک آقای احمد دباغیان و خانم دکتر زهرا هاشم زاده با عنوان “چگونه در زندگی به آرامش درونی برسیم؟” است. آقای دباغیان مدرس فن بیان، مربی کسب و کار و توسعه فردی هستند.

نشانی سایت: https://memariezendegi.com/

پیج اینستاگرام: ahmaddabaghian_com

در ابتدای لایو، خانم دکتر خودشان را معرفی کردند: زهرا هاشم زاده اصفهانی متولد آذر ۱۳۶۰، دندانپزشک و عضو هیأت علمی دانشکده دندانپزشکی کاشان هستم.

مادر دو فرزند ۱۰ و ۵ ساله و یک سال هم هست که مدیریت مجموعه فرهنگی کتاب اردیبهشت را بر عهده دارم.

آقای دباغیان: شما آرامش را چگونه تعریف می کنید؟ آیا خودتان آرامش دارید؟

خانم هاشم زاده: خب دغدغه ها و حجم کارهای من زیاد هستند ولی من انتخاب کردم. یعنی اینکه بعضی از کارها را حذف کرده و بعضیها را اولویت داده ام و از این طریق نوعی آرامش برای خودم مهیا کردم.

آقای دباغیان: پس شما هم مثل همه چالش و گرفتاری دارید ولی انتخاب کردید که چه کاری را انجام دید و چه کاری را حذف کنید.

پس اولین نکته جهت دستیابی به آرامش اینست که در هیاهوی زندگی، باید بعضی از کارها حذف و بعضی از کارها انجام بشوند تا ما به حدی از آرامش برسیم. خانم دکتر میشود یک مورد از کارهایی که حذف کردید را بیان کنید؟

خانم هاشم زاده: من به این جمله خیلی اعتقاد دارم. “هر نسخه ای را نمیشود برای همه پیچید” شاید مطلبی را که الان می گویم برای کسی مفید نباشد.

من هیأت علمی دانشگاه هستم ولی در محل کارم مسئولیت قبول نمیکنم و با توجه به اینکه من مادر دو فرزند هستم و در کاشان کسی را هم ندارم پس انرژیم را صرف خانواده میکنم و از پذیرفتن مسئولیت و موفقیت شغلی بیشتر اجتناب میکنم.

آقای دباغیان: همانطور که یک پزشک برای تمام بیمارانش یک نسخه تجویز نمیکند، در علوم انسانی هم وضع به اینگونه است که برای همه یک مدل رفتار و عملکرد توصیه نمیشود.

خب خانم دکتر چه جوری به این نقطه برسیم؟ یعنی از کجا بتوانیم تشخیص بدهیم که باید فلان کار را حذف کنیم یا آن را انجام بدهیم؟

دکتر هاشم زاده: خوب من قبلا آزمایش کردم و متوجه شدم که بعضی از کارها حالم را خوب میکند مثلا من اکثراوقات برای دانشجویانم در دسترس هستم ولی پذیرش بعضی از مسئولیتها برایم خوشایند نیست.

یا حضور در لایو برای من جذاب نیست و تمایل دارم از طرق دیگر کارهای مفید را انجام بدهم.

آقای دباغیان: فکر کنم فقط تست کردن کارها هم برای خودآگاهی کافی نبوده احتمالا مطالعه کردن و ….. هم در کار بوده است.

خانم هاشم زاده: بله وقتی گفتم به خودآگاهی رسیدم یعنی اینکه در دوره ها شرکت کردم، از تجربیات دیگران استفاده کردم و …..اصل چیزی که به ما آرامش می دهد اینست که من تشخیص بدهم چه شخصیتی دارم و چه چیز حالم را خوب می کند.

مثلاً همان دوره معماری زندگی که من در آن شرکت کردم مدل خودم را پیدا کرده و بر اساس آن برنامه ریزی کردم.

آقای دباغیان: یک سوال مطرح می کنم که شاید سوال دیگران هم باشد. مگر شما دکتر نیستید مگر تخصص ندارید پس چرا آموزش می بینید؟

خانم هاشم زاده: خب من در رشته دندانپزشکی آموزش دیده ام و تخصص دارم. الان در مدارس الفبای مهارتهای زندگی آموزش داده میشود که بسیار خوبست. ولی ما باید الان خودمان در پی یادگیری مهارتهای زندگی باشیم.

مدیریت استرس، نه گفتن، جرأت مندی و …. باید در مدارس آموزش داده میشد که نشد و الان ما باید این آموزشها را ببینیم. پس من به این نتیجه رسیدم که برای حل چالشهای زندگیم باید در یک سری از زمینه ها آموزش ببینم.

آقای دباغیان: من بخاطر این پرسیدم چون چنین باوری رایج هست که اگر خانم یا آقایی تحصیلات بالایی دارد دیگر نیازی نیست که در زمینه علوم انسانی و رفتاری آموزش ببیند.

خانم هاشم زاده: ببنید دو فرزند یک خانواده که از یک پدر و مادر هستند و با یک فرهنگ بزرگ شده اند با هم متفاوت هستند پس ما با هم تفاوت داریم و باید تیپ شخصیتی خودمان را پیدا کنیم.

اینکه زندگینامه افراد موفق را بخوانیم بسیار خوب و پسندیده است اما ما نمیتوانیم تمام کارهایی که آنها انجام داده اند انجام دهیم بلکه باید موردی که برای ما مفید است را در نظر بگیریم.

آقای دباغیان: سوال کردند که یک کتاب در زمینه شخصیت شناسی معرفی کنید. من کتاب شخصیت شناسی تایگر را معرفی می­کنم. در حوزه زوجین هم کتابهای تئوری انتخاب را توصیه می­کنم.

پرسیدند که اگر کاری را تست کردیم و نتوانستیم خارج بشویم چی؟ خب یک تست کوچک است اگر با روحیات شما سازگار بود ادامه دهید و اگر سازگار نبود رهایش کنید.

دکتر هاشم زاده: فکر کنم منظورشان استخدام شدن در یک اداره و یا یک محل باشد، که اگر وارد چنین فضایی شدند و با روحیاتشان سازگاری نداشت چگونه خارج شوند. خب افراد به دلایل مختلف مشغول بکار می­شوند.

شاید آنقدر انگیزه مادی زیاد باشد که فرد حاضر باشد علی رغم علاقه اش مشغول آن کار شود و یا برعکس بتواند آن را رها کند.

مثلاً از من می پرسند شما که رشته تان دندانپزشکی بوده است پس چرا کار دندانپزشکی انجام نمی دهید.

خب کار دندانپزشکی استرس خاص خودش را دارد و این استرس برای من آزار دهنده است و من ترجیح می­دهم بین کتابها و گل و …. باشم.

آقای دباغیان: هم من و هم خانم دکتر کاری بزرگ را تست کرده ایم که الان آن را کنار گذاشته­ایم. من عضو رسمی یک سازمان بودم و با هفده و هجده سال سابقه کار، آن را رها کردم و خانم دکتر هم از شغل دندانپزشکی و پول گذشتند.

دکتر هاشم زاده: خب من آن مسیر را طی کردم و تدریس، آموزش و ارتباط با دانشجو را انتخاب کردم.

آقای دباغیان: خب مردم می گویند حقوق عضو هیأت علمی کمتر از یک دندانپزشک است که در مطب کار می­کند.

آقای دباغیان: سوال کردند که من دو تا بچه دارم چه جوری به کارها برسم؟

خانم هاشم زاده: خب من اعتقاد دارم زندگی قرار نیست آسان باشد. بدست آوردن آرامش یعنی اینکه مشکلات را سر و سامان بدهیم. خب من از صبح که بیدار می­شوم صبحانه اعضای خانواده را می­دهم.

تا ساعت دو بعد از ظهر دانشگاه هستم و بعد از ورود به خانه، امور مربوط به ناهار و بعد انجام تکالیف درسی شروع می­شود. بعد تهیه شام و نهار فردا رو در پیش رو دارم.

ساعت ۸ تا ۹ شب من فرصت مطالعه کتاب، چک کردن واتساپ و یا اینستاگرام را دارم. ولی به نظر من اگر کسی بخواهد کاری را انجام بدهد فرصت آن را پیدا می­کند. حتی خانمهای خانه دار هم مشکلاتی دارند ولی برنامه ریزی کار را راحت تر می­کند.

این را هم باید بدانیم که ما به همه کارها نمی­توانیم رسیدگی کنیم. ما می­توانیم انتخاب کرده و اولویت بندی کنیم.

آقای دباغیان: آیا شما خودتان را با کسی مقایسه می­کنید؟

خانم هاشم زاده: به نظر من اگر مقایسه باعث رشد بشود کاری پسندیده است. مثلاً من پیج خانه داری و یا ورزش خانمها را دنبال می­کنم و برایم مفید بوده است. ولی مقایسه منفی کار مناسبی نیست. مثلاً کسی که اهل ورزش است و از نظر ظاهری متناسب است ما صرفاً نمی­توانیم بگوییم ایشان مشکل دیگری را ندارد.

خانم هاشم زاده: فکر کنم اکثرمان کمالگرا هستیم و این کمالگرایی را هم به فرزندانمان منتقل می­کنیم. دوست داریم فرزندمان ورزشکار خوب، نوازنده ماهر و …. باشد.

دکتر هاشم زاده: ما دو جور استرس داریم. یک نوع از استرسها را می­توانیم کنترل کرده و آنها را حل کنیم. نوعی دیگر استرسی است که ما قدرت کنترل و حل آن را نداریم. مثل کرونا.

مثلاً ما می­توانیم ماسک بزنیم، مسائل بهداشتی را رعایت کرده و به کارهایمان بپردازیم ولی اینکه این بیماری آنقدر ما را درگیر کند که ما فلج شده و هیچ کاری نتوانیم انجام بدهیم نگرانی بیهوده ایست.

آقای دباغیان: پرسیدند چکار کنیم تأثیر و نفوذ دیگران کمتر بشود؟

خانم هاشم زاده: تا حدود ۵ سال پیش من به این صورت بودم یعنی تحت تأثیر دیگران قرار میگرفتم ولی بعداً تصمیم گرفتم به خودم اعتماد داشته باشم و چیزی که به نظرم صحیح است انجام بدهم. مثلاً من در دانشکده تحت فشار بودم که مسئولیت قبول کنم ولی به جایی رسیدم که توانستم انتخاب خوبی داشته باشم.

به نظرم زمانی ما در چالش صحبتها و نظرات دیگران قرار می­گیریم که قدرت کافی نداشته باشیم. اگر از خودمان مطمئن باشیم کمتر تحت نفوذ وتأثیر دیگران قرار می­گیریم.

آقای دباغیان: بله اگر ما جایی احساس کنیم که نیاز داریم از کسی کمک بگیریم باید این کار را انجام بدهیم. بعضیها نگرش خوبی نسبت به این کار ندارند، بعبارتی کمک گرفتن را افت می­دانند، در صورتیکه همه ما در بخشهایی از زندگی نیازمند راهنمایی و کمک هستیم.

خانم هاشم زاده: به نظرم الان با کمی هزینه و دسترسی به اینترنت به بسیاری از راه حلها می­توانیم دست پیدا کنیم. در زمینه ارتباطات بین همسران، والدین و فرزند . ….. می­شود راهکار پیدا کرد.

نظر کلی من این هست که هر کسی بررسی کند که با انجام چه کاری حال خوبی پیدا می­کند و به دنبال آن کار برود.

 

مطالب مرتبط

4 پاسخ به “چگونه در زندگی به آرامش درونی برسیم؟”

  1. معصومه اسماعیلی گفت:

    مفید بود و دلنشین.

  2. راضیه سیروسی گفت:

    من هیچ وقت فرصت حضور در لایو ها را نداشتم ممنون که به اشتراک گذاشتید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *