Menu

سفرنامه قزوین

تاریخ سفر: ۲۳ بهمن ۱۳۹۹

صبح پنجشنبه خودم رو با اسنپ به میدون ونک رسوندم و تقریبا یک ربع به هشت اونجا بودم. چند نفر از همسفرها هم اومده بودند. یک اتوبوس سفید رنگ پارک کرده بود و درش بسته بود که بعد فهمیدیم که ماشین ما همونه. بعد لیدر آقای مهدی باقری اومد و در باز شد و ما هم کارت شناسایی نشون دادیم و سوار شدیم. اتوبوس رأس ساعت ۸ حرکت کرد.

طبق معمول سفر من با آژانس دالاهو بود. یکی از ویژگیهای سفر با تور اینه که ماشین رأس ساعت حرکت میکنه و اگر کسی تأخیر داشته باشه باید خودش رو به ماشین برسونه. همینطور که ماشین شروع به حرکت کرد، لیدر خودش رو معرفی کرد و طبق رسم تورها مسافرها یکی یکی خودشون رو معرفی کردند. در اتوبوس ۴۰ نفره حدود ۱۲ نفر مسافر بود که یک نفر در کرج سوار شد.

خب البته تعداد کم مسافرها بخاطر شرایط کرونا بود. فکر کنم حدود ساعت ۱۱ به قزوین رسیدیم. دروازه تهران از ماشین پیاده شدیم و لیدر کمی برامون توضیح داد و چند تا عکس گرفتیم و بعد هم سوار ماشین شدیم.

دروازه تهران

خب از اونجایی که فکر نمی‌کردم بازدیدها از فضای باز باشه و البته تنبلی که به خرج دادم، عینک دودی همراه نبردم و عکس گرفتن در فضای باز برام سخت شده بود، چون آفتاب چشمهام رو اذیت میکرد.

بعد از سردر عالی قاپو و خیابان سپه بازدید کردیم. سردر عالی قاپو و خیابان سپهمن در کنار سردر عالی قاپو که پشت به آفتاب عکس گرفتم

بعد از بازدید و گرفتن چند عکس، پیاده وارد خیابان پیغمبریه شدیم. خیابون شلوغ و مملو از جمعیت بود. انگار نه انگار که کرونا بود.بعد از کمی پیاده روی وارد مقبره چهار انبیاء شدیم و لیدر کمی توضیح داد.

مقبره چهار انبیاء

دقایقی بعد ما خارج شدیم و پیاده مسیر را طی کردیم تا به کاخ چهلستون رسیدیم. محوطه بیرونی کاخ موزه چهلستون

محوطه داخلی کاخ موزهساز فرش کار هنرمند معاصر در قسمت درونی کاخ

بعد از بازدید، از کاخ بیرون اومدیم و پیاده به سمت اتوبوس رفتیم و بعد از چند دقیقه به رستوران آرمانی رسیدیم. فکر کنم ساعت حدود یک بعد از ظهر بود که وارد رستوران شیکی شدیم و مشغول سفارش شدیم. من و چند نفر از دوستان سفارش قیمه نثار دادیم که غذا گرمای لازم رو نداشت ولی به هر حال خوشمزه بود. البته طعم دور از انتظاری نداشت.

رستوران آرمانیقیمه نثار

بعد از خوردن ناهار سوار اتوبوس شده و به سمت حسینیه امینی ها حرکت کردیم. این حسینیه توسط مرحوم محمدرضا امینی وقف شده که هنوز مراسم عزاداری دهه اول محرم در این مکان برگزار میشه. همچنین این بنا محل فیلم برداری چند سریال از جمله سمندون و بانوی عمارته.

حسینیه امینی ها

  زیرزمین حسینیه هم بعنوان موزه استفاده شده زیرزمین حسینیه

بعد از بازدید از حسینیه به سمت موزه مردم شناسی در یک حمام قجری رفتیم.و بعد از خروج از حمام به مغازه شیرینی فروشی که روبروی حمام بود رفتیم و شیرینی خریدیم. شیرینی نون چای

و بعد پیاده به سمت سرای سعدالسلطنه که بازار صنایع دستیه رفتیم. من در بین راه کمی گردو خریدم، چون به نظرم قیمتش مناسبتر از تهران بود. سرای سعدالسلطنه پر بود از مغازه هایی که لباس، کیف و انواع تابلوها، لیوان و …. که بسیار زیبا طراحی شده بودند را بفروش می رسوندند. طراحی داخلی بازار و اجناس داخل مغازه ها نوعی هماهنگی ایجاد کرده بودند که حس و حال خوبی رو انتقال می‌دادند.

بعد از بازدید از بازار یک ساعت وقت داشتیم که در بازار بچرخیم و چای بخوریم و ….. من هم که از صبح چای نخورده بودم و تقریبا هوا هم سرد شده بود، وارد کافی شاپ دژاوو شدم و سفارش چای دادم و کنار بخاری نشستم تا کمی استراحت کرده و گرم بشم.خوردن چای در کافه دژاوو

بعد از خروج از بازار پیاده به سمت اتوبوس رفتیم. شهر خیلی شلوغ بود، انگار که کرونایی در کار نبود. بعد از پیاده روی سوار ماشین شده و به سمت تهران حرکت کردیم. در طول مسیر لیدر و جوونها عقب ماشین رفتند و مشغول بازی شدند. من و چند نفر دیگه هم به استراحت پرداختیم و ساعت ۹ شب به میدون ونک رسیدیم. بعد همه با هم خداحافظی کردند و به سمت خونه هاشون راه افتادند و یک سفر دیگه هم با خوشی و افزایش اطلاعات به پایان رسید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *