Menu

همسرمان را تا کجا زیر بار قرض ببریم؟

مطالب این پست برگرفته از لایو مشترک آقای احمد دباغیان به آدرس پیج  ahmaddabaghian_com و همسرشان خانم بهاره درویشی به آدرس پیج  baharedarvishi و آدرس وب سایت: https://memariezendegi.com است.

خانم درویشی: همه ما خانمها علاقه مند هستیم که در زندگی پیشرفت کنیم ولی در زندگی مشترک گاهی مسیری را که برای پیشرفت انتخاب می­کنیم اشتباه است و در نهایت به رابطه مان آسیب می­زنیم.

بنابراین یک راه اینست که از طریق زور و اجبار، پیشرفت در زندگی را بدست بیاوریم و راه دیگر اینست که با گفتگو به هدفمان برسیم. حالا اگر این راه زور و اجبار را انتخاب کنیم نتیجه چه می­شود؟

آقای دباغیان: قبل از هر چیز تکلیف قرض و بدهی را مشخص کنیم. بعضی از بدیها خوب هستند و بعضیها هم بد. در این جلسه در رابطه با بدهی خوب صحبت می­کنیم. یعنی مثلاً ما قصد داریم یک ملک یا دارایی به اموال خودمان اضافه کنیم.

خانم درویشی: اگر من با زور و اجبار بخواهم به پیشرفت برسم شاید همسرم مسئولیت پذیر بودن را آموزش ندیده باشد. اگر من به شوهرم بگویم که چرا تو اینقدر بی مسئولیتی؟ من برای خودم ناراحتم که با تو ازدواج کرده ام و ….. همسرتان چکار می­کند؟ کلا میرود در حالت دفاعی و گارد می­گیرد و دیگر حرفهای من را گوش نمی­کند.

بعد به مدت چند روز با هم حرف نمی­زنیم و هر دو از یکدیگر فاصله می­گیریم و به مرور این فاصله بیشتر و بیشتر می­شود. بد نیست راجع به یک قانون روانشناسی صحبت کنم. قانون شرطی سازی از پاولوف. پاولوف می­گوید که اگر ما یک زنگ را به صدا دربیاوریم و ظرف غذایی را هم کنارش قرار دهیم سگی که آنجا هست برای خوردن غذا به سمت ما می­آید.

اگر بعد از مدتی ما فقط صدای زنگ را به صدا دربیاوریم باز هم سگ به سراغ ما می­آید. ایشان معتقدند وقتی دو موجود در کنار هم قرار می­گیرند آنها می­توانند احساساتشان را با هم تبادل کنند. یعنی اینکه اگر من مرتب در حال غر زدن به همسرم باشم و یا به او گیر بدهم، بعد از مدتی همسرم من را به شکل یک آدم حال بد کن می­بیند و این حس باعث می­شود که ما از همدیگر دورتر و دورتر شویم. پس من با دعوا و غر غر کردن و …. به جایی نمی­رسم. پس این روش درستی نیست که ما بخواهیم مشکلی را با ایجاد مشکل دیگر حل کنیم.

آقای دباغیان: من صحبتها را یک مرور می­کنم. بحث سر این بود که ما برای اینکه بتوانیم پیشرفت کنیم باید شوهرانمان را تا خرخره زیر بار قرض کنیم. من هم گفتم بدهیهایی که باعث رشد و پیشرفت ما می­شوند خوب و مفید هستند. حالا برای ایجاد بدهی خوب دو روش وجود دارد. یک روش استفاده از زور و تهدید و ….. و راه دوم استفاده از گفتگوست.

همسرم کمی در رابطه با استفاده از زور صحبت کردند. من بعنوان یک شوهر صحبت می­کنم. اگر من مدام در معرض غر غر و رفتار بد همسرم قرار بگیرم، قانون شرطی سازی فعال میشود و من هر وقت او را ببینم حس بد پیدا می­کنم. چون من او را یک آدمی می­بینم که حال من را بد می­کند.

حالا مطالبی که شما پیام داده اید را مرور می­کنیم تا ببینیم به چه نتیجه ای می­رسیم؟

خانم درویشی: اگر فشار نباشد ما رشد نمی­کنیم.

آقای دباغیان: فشاری که از سمت همسر به شوهر وارد می­شود باعث افزایش استرس و کم خوابی و …. می­شود. زن و شوهر به جای اینکه در کنار یکدیگر قرار بگیرند در مقابل هم
می‌­ایستند. شاید فشار در کوتاه مدت جواب بدهد ولی در بلند مدت باعث بوجود آمدن یک حس بد می­شود.

خانم درویشی: دوستم این کار را کرد و زندگیش کلی پیشرفت کرد و حالا همسرش مثل بت او را می­پرستد.

آقای دباغیان: بله شاید در ظاهر اینگونه باشد ولی ما باید ببینیم درون آن شوهر چه می­گذرد. آن آقا بخاطر اینکه از دست غر غر و رفتار بد آن خانم در امان باشد در ظاهر او را می­پرستد در صورتیکه واقعیت چیز دیگری است. شما رشد مادی و ظاهری یک زندگی را می­بینید ولی آیا رشد درونی هم وجود دارد؟

خانم درویشی: اوایل زندگی من رعایت می­کردم ولی بعد متوجه شدم که اشتباه کردم و همسرم فکر می­کند که وظیفه من این بوده که رعایت کنم.

آقای دباغیان: خوب خانمها نباید از خواسته های خودشان بزنند و بگویند که من نمیخواهم. چون همسر به آن سطح خواسته عادت می­کند. یک نکته دیگر اینکه وقتی شما مرتب خواسته هایتان را نادید می­گیرید این خواسته ها جمع می­شوند و بعدا خود را بصورت انفجار نشان می­دهند.

نکته دیگر اینکه وقتی خواسته شما بیشتر از سطح درامد همسرتان باشد اتفاقی که می افتد اینست که شوهرتان در فشار قرار می­گیرد و با خود فکر می­کند که شما دوباره در حال غر زدن هستید. در صورتی که به نظر من با گفتگو می­توانید خواسته تان را با درامدتان منطبق سازید.

خانم درویشی: ما تا وام نگیریم که صاحب خانه و ماشین نمی­‌شویم.

آقای دباغیان: به نظر من اگر وام بگیریم و بتوانیم خانه بخریم و رشد کنیم خیلی خوب است.

خانم درویشی: باید شوهرم پول خرج کند تا دوباره پول سر جایش برگردد.

آقای دباغیان: من در مورد کسب و کار موافقم. بله باید برای تبلیغات، کارکنان و …. هزینه کرد تا درامد بیشتری کسب کرد. ولی اگر قرار است پول در خانه خرج بشود و فکر کنم اغلب افراد درامد ثابت دارند چگونه پول می­تواند برگردد؟ خرج کردن باید باعث رشد بشود.

خانم درویشی: هر چه روابط دورتر، زندگی بهتر

آقای دباغیان: به نظرم این قضیه از ریشه مشکل دارد. پس برای چه ازدواج کرده­اید؟ ما ازدواج می­کنیم که روابطمان نزدیکتر شود پس دلیلی وجود ندارد برای بهتر شدن حالمان از همدیگر دور شویم. اگر هدف از ازدواج پول است که باید از طریق دیگر پول را بدست آورد.

خانم درویشی: همسرم به من پول نمی­دهد ولی به مادرش می­دهد.

آقای دباغیان: خوب این قضیه دو جنبه دارد. زمانی است که شما از همسرتان پول
نمی­خواهید و او فکر می­کند که شما نیاز ندارید و بر این تصور است که اگر شما لازم بدانید به او اطلاع می­دهید. ولی مادر همسرتان نیاز به پول را اعلام می­کند و همسر شما به او پرداخت می­کند. یعنی همسر شما به این نحو عادت کرده است. پس پیشنهاد می­کنم که شما نیازتان را به شوهرتان اعلام کنید.

جنبه دوم اینست که شما تقاضای پول می­کنید ولی همسرتان توجه نمی­کند که باید این موضوع بررسی شده و بر روی نوع و نحوه صحبتتان کار شود.

خانم درویشی: هر زنی که بیشتر خرج کند ارزش بیشتری خواهد داشت. خوب باید بررسی کنیم که آن همسر برای چه اینقدر برای همسرش مایه می­گذارد؟ آیا کارش دلی است و یا برای رهایی از یک سری از فشارها تن به خواسته­های همسرش می­دهد.

آقای دباغیان: سوال کردند که چه جوری میشود از همسرمان پول بکَنیم؟ دوستان چرا باید پول بکَنید؟ مگر با هم دشمن هستید؟

خانم درویشی: چرا باید چنین دیدگاهی داشته باشید؟ برگردید به زمان ابتدای ازدواج. از خودتان بپرسید چرا با این فرد ازدواج کردم؟ خوب آن زمان چنین دیدگاهی نداشتید. پس چرا الان به این باور و طرز فکر رسیدید؟

آقای دباغیان: بعضی از خانمها دوست دارند همسرشان شغل دوم داشته باشد اگرچه ساعت کار تا ۱۲ شب باشد.

خانم درویشی: به نظرم در گذشته در ارتباطاتمان یک رفتاری داشته­ایم که حالا به جای اینکه در کنار هم باشیم در مقابل یکدیگر ایستاده­ایم. یعنی اتفاقاتی افتاده است که اثرگذاری من بر روی همسرم کم شده است پس باید کاری کنم که اثرگذاریم بیشتر شود.

آقای دباغیان: اگر شما زندگیتان را با زندگی شخصی دیگر مقایسه می­کنید، مثلاً می­بینید فلانی زیر بار قرض رفته و رشد هم کرده است دلیل نمی­شود که این روش برای شما هم مناسب باشد. چون تاب آوری افراد با یکدیگر متفاوت است. شاید یک نفر یک میزان قرض را بتواند تحمل کند و شخصی دیگر نتواند و به هم بریزد.

خانم درویشی: شوهرم بی مسئولیت و دروغگوست.

آقای دباغیان: خوب اول بی مسئولیتی را ترجمه کنیم. شاید یک نفر یک بار کاری را انجام نداده است و ما بی مسئولیتی را به او نسبت داده­ایم. ولی شاید یک نفر در بخشهایی از زندگی بی مسئولیت است. در مورد دروغگویی هم باید بگویم که به یک کوچ روابط خانواده باید مراجعه کرد تا از طریق گفتگو علت را پیدا کرد.

بحثی که الان شروع شد در مورد اعلام نیازها بود. مثلاً بعضی از خانمها به همسرشان
نمی­گویند که پول نیاز دارند چون احساس ضعیف بودن می­کنند و یا اگر از کاری ناراحت شوند حس ناراحتی خود را بروز نمی­دهند و تمایل دارند که آن را حس را پنهان کنند چون بر این باور هستند که در صورت ابراز احساس، دچار ضعف در خود خواهند شد.

آقای دباغیان: یک خانم می­گوید اگر من به همسرم بگویم که پول می­خوام یعنی اینکه دارم گدایی می­کنم. یک جنبه اینست که شاید همسرتان در محیطی رشد کرده که اصلاً نمی­داند که باید به خانم پول بدهد و در این وادی نیست. پس در این مواقع باید نیاز به پول را بگوییم.

پرسش: خوب شوهر باید بفهمد که همسرش نیاز به پول دارد.

آقای دباغیان: وقتی شوهر در خانواده آموزش ندیده است از کجا باید بداند.

پرسش: خیلیها نیازشان را نمی­گویند تا نه نشنوند.

خانم درویشی: بله الان ترس از نه شنیدن مطرح می­شود.

حالا می­رسیم به قضیه صحبت کردن با همسر. ما باید جوری صحبت کنیم که حرفمان تأثیرگذار باشد. بدون کنایه و مقایسه و …. با زبان بدن مناسب با همسرمان صحبت کرده و نیازمان را اعلام کنیم.

آقای دباغیان: خانمی را مثال می­زنم که در خانه پدری هر وقت نیاز به پول داشته، تأمین شده و با یک سری از تصورات ازدواج می­­­کند. در واقعیت درامد شوهر کمتر از خانه پدری است، اقساط بیشتر است و شرایط سخت تر. بنابراین واقعیت زندگی بعد از ازدواج با ذهنیات خانم جور در نمی­آید و در اینجا حال خانم بد می­شود. لطفاً شوهرتان را با کسی مقایسه نکنید. انتظار ذهن خوانی هم از همسرتان نداشته باشید. وضعیت حاضر را بپذیرید و برای رشد آن تلاش کنید.

خانم درویشی: لطفا زندگی ظاهری مردم را نگاه نکنید. کلاً هر دو نباید ذهن خوانی کنند.

آقای دباغیان: فرض کنید همسرتان به شما پول نداده است و شما ناراحت شده­اید. لطفاً در گفتگویی که با او دارید احساستان را بیان کنید.

خانم درویشی: اگر همسر شما چندین بار کاری را انجام داده و شکست خورده و حالا رفتار مناسبی ندارد باید بررسی کنید تا علت آن رفتار بد را پیدا کنید. بعبارتی با او همدلی داشته باشید. اگر همسر شما مسئولیت پذیر نیست از اینکه شما به او کنایه بزنید و یا رفتار نامناسب داشته باشید هیچ مشکلی حل نمی­شود.

شاید دلایل مختلفی برای عدم مسئولیت پذیری همسرتان وجود داشته باشد. شاید او اعتماد به نفس و عزت نفس کافی ندارد. شاید او بدینگونه بزرگ شده است. شاید در مهارتهای ارتباطی ضعف دارد و شاید باید در بعضی از زمینه­ها لازم است که مهارت ببیند.

خانم درویشی: این همدلی را که من گفتم ربطی به زندگی زناشویی ندارد. مربوط به همه آدمهاست. باید ببینیم اگر این آدم با من چنین رفتاری دارد علت آن چیست؟

جمع بندی: لطفا با همدیگر در زمینه رشد مالی خانواده صحبت کنید و در کنار یکدیگر جلو بروید نه در مقابل هم.

در مسائل خانواده با همدیگر تصمیم گیری کنید و با هم اقدام کنیم. اگر آقایان در مورد درامدشان شفاف سازی کنند شاید خیلی از خواسته­های خانمها کاهش پیدا کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *