Menu

اگر کرونا نبود

اگر کرونا نبود نوروز امسال با تور، یک سفر زمینی به ترکیه داشتم و حداقل دوازده روز در سفر بودم. طبق معمول، سفر من با آژانس دالاهو بود. گشتهای تور بدین قرار بود: بازدید از بافت زیبای ثبت جهانی سافرانبولو، دریاچه نمک، مقبره و بنای یادبود آتاتورک در آنکارا، گشت در منطقه ثبت جهانی یونسکو کاپادوکیه، دره پاشاباغ، کارگاه سفال گری، دره زیبای کبوترها، قلعه اوچ حیصار، موزه و مقبره مولانا، آبشار زیبای دودن آنتالیا، بافت قدیم شهر آنتالیا، بازدید از چشمه‌های پنبه‌ای پاموکاله، شهر رومی هیراپولیس، شهر باستانی و بقایای کتابخانه یونانی افسوس، روستای تاریخی شیرینجه، روستای زیبای آلاچاتی بود.

گشتهای اختیاری هم شامل مناطق تاریخی و خرید از بازارهای استانبول، تراس شیشه‌ای سافرانبولو، بالون سواری کاپادوکیه،‌ دوچرخه سواری یا سافاری در کاپادوکیه می شد. یک گزینه دیگه سفرهام تیک خورده بود و مقدار زیادی از زمانم رو مشغول سیو کردن عکسهام در کامپیوتر محل کار و لپ تاپم بودم.

این برنامه تعطیلات عید نوروزم بود. بعد از تعطیلات هم، همه خوش و خرم به محل کارمون برمی­گشتیم و با انرژی کارمون رو در سال ۹۹ آغاز می کردیم. ساعات کار تا ۴ بعد از ظهر بود و طبق معمول هم ناهار رو در سلف دانشگاه به قیمت چهار هزار تومن می خوردم. دیگه اینقدر بیکاری نداشتم و هر وقت لازم بود از مرخصی استفاده می کردم.

شاید تا الان چندین سفر یک روزه هم رفته بودم. احتمالا دلار اینقدر گرون نشده بود. کلاسهای نویسندگی و ترجمه بصورت حضوری بودند و کلی دوست واقعی پیدا می­کردم. با دوستام به کافی شاپ و رستورانها  می رفتم و با هم تبادل نظر می کردیم. از تک تک لحظه هام استفاده بهتری می کردم و لذت بیشتری می بردم.

خلاصه حال و حوصله بیشتری داشتم. آخه قرار بود تک تک ثانیه های سال جدید برام بسیار لذت بخش باشه اما کرونا امان نداد. ولی کرونا علی رغم بدیهایی که داشت حداقل یک درس بهمون  داد که قدر لحظه لحظه عمرمون رو بدونیم و استفاده بهینه از ساعات، دقایق و ثانیه ها داشته باشیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *