به وب سایت
زهرا محقق طوسی
خوش آمدید

بازدید کلی 230 , بازدید امروز 2 بازدید امروز

از خواب بیدار میشم ولی نمیتونم از رختخواب بیرون بیام. غلت میزنم. حس خوبی دارم. خودم رو در آغوش می کشم, خودم رو بو میکنم و میبوسم. از او بخاطر راه دشواری که در این چند ساله طی کرده تشکر میکنم. بخاطر استقامت ورزی, شجاعت و عمل کردن به چیزی که به نظرش بهترین بوده قدردانی میکنم. از اینکه وقتش رو به بطالت نگذرونده سپاسگزارش هستم. احساسات و عواطفش رو درک میکنم و بهشون به دیده احترام نگاه میکنم. به خودم خسته نباشید میگم. بخاطر صبوریها و تلاشهام از خودم تشکر میکنم. خودم رو دوست دارم و با او همدردی میکنم. به او قول میدم که برای رسیدن به جایگاهی که بهش تعلق داره دست از تلاش برنمیدارم. به او میگم که من مدیونش هستم چون او از دل تاریکی ها, ترسها و اضطرابها عبور کرده و خودش رو به نیمه راه ورود به روشنایی رسونده. حالا او بعد از شنیدن حرفهای من در آغوشم به آرامش رسیده و به من اطمینان داره. میدونه که حرف من با عملم یکیه و من بعد از خدا مطمئن ترین پناهگاه برای او هستم. یا از عهده کاری برمیام و اگر هم برنیام, به کسی که خبره کار هست مراجعه میکنم.

لطفاً سری به مقاله “شفقت ورزی به خود” بزنید.

این مطلب را برای دوستانتان ارسال کنید

شاید برایتان مفید باشد

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.