آیا شما هم سبزی پلو دوست دارید؟

به دلیل تشدید وضعیت کرونا در تهران و حضور دو سومی کارمندان در دانشگاه, تصمیم گرفتم امروز دانشگاه نرم و صبح اول وقت برم دنبال آزمایش قند و چربی خون. حالا از دیشب بگم. شب گذشته خیلی خسته شده بودم و یک ربع قبل از لایو آقای کلانتری خوابم برد ولی بخاطر لایو از خواب پریدم. بعد متوجه شدم که کلاس لغو و به امشب موکول شده. اما بعد از اون دیگه خوابم نبرد و تا حدود یک نیمه شب در رختخواب غلت زدم. بعد تصمیم گرفتم بلند شم و بقیه ان شرلی رو بخونم که این کار تا ساعت ۲.۵ نیمه شب ادامه پیدا کرد و بعد هم با خوردن ماست و دلال به خواب عمیق رفتم. اما صبح که بیدار شدم، دیدم حال رفتن تا آزمایشگاه رو ندارم. بنابراین بعد از آماده کردن بساط چای, سبزی پلویی رو که از قبل آماده کرده بودم از فریزر خارج کردم و رفتم سراغ خوندن ادامه کتاب. کارهای آن شرلی برام خیلی جالب بود. چقدر این دخترک خیالپرداز و وراج بود. گاهی خرابکاری میکرد و گاهی هم کارهای بسیار مفیدی انجام میداد و افراد رو به خودش جذب میکرد. خلاصه از شخصیتش خیلی خوشم اومد. بعد شروع کردم به پختن سبزی پلو با کوکو پر سیر و گوش دادن به یک ترانه به زبان انگلیسی که یکی از بچه ها در گروه گذاشته بود. در این حین باد شدیدی شروع به وزیدن کرد و برگهای سبز و زرد درختها رو به حرکت درآورد. لحظاتی پشت پنجره وایسادم و درختها رو نگاه کردم. حالا دیگه پاییز بساطش رو حسابی پهن کرده بود. در آخر بگم که ناهار امروز من دیگه از سلف دانشگاه نیست. سبزی پلو دستپخت خودمه که همراه با زیتون خورده میشه. آیا شما هم سبزی پلو دوست دارید؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *