Menu

خاطرات و عکسهای یزد

تاریخ سفر: بهمن ۹۶

بعضی از آژانسها برای دیدن مراسم جشن سده که در بهمن ماه در یزد انجام میشه تور اجرا می‌کنند. من هم با توجه به اینکه یزد نرفته بودم و جشن سده رو هم ندیده بودم، این سفر برام یک تیر و دو نشون شد و عزم سفر کردم. ولی یک اتفاقی افتاد اون هم اینکه سرمای شدیدی همه کشور رو فرا گرفت و همه جا برف و یخبندون شد ولی سفر هنوز پا بر جا بود. فکر کنم ساعت حرکت ما با قطار ۷ صبح بود و من استرس داشتم که بتونم آژانس پیدا کنم و از سفر جا نمونم. یادم هست که بعضی از همسفران در کرج ساکن بودند و لیدرها پیشنهاد دادند که اگه اونها کسی رو در تهران دارند شب قبل به تهران بیایند یا حتی به خونه همسفرهایی که تمایل دارند بروند که چند نفر این کار رو انجام دادند. خوشبختانه من سر وقت به ایستگاه راه آهن رسیدم ولی به دلیل یخبندان شدید قطار به تهران نرسیده بود و بعضی از مسافران معترض بودند و قصد لغو سفر رو داشتند. محوطه داخلی راه آهن هم بسیار سرد بود. لیدرها که دو نفر بودند پیشنهاد دادند با اتوبوس بریم ولی بعضی از همسفران قبول نکردند و فکر کنم بعد از حدود ۳ الی ۴ ساعت معطلی سوار قطار شدیم. داخل قطار سرد بود و همه لباس گرم پوشیده بودند. من هم پتوی مسافرتی همراه خودم برده بودم و روی پاهام انداختم. در مسیر چیزی که به چشم میومد برف و یخبندان بود. خلاصه صبحانه و ناهار رو در قطار خوردیم و غروب بود که به یزد رسیدیم و همسفرها به دو گروه تقسیم شدند و با دو تا اتوبوس به هتل مشیر الممالک که ۴ ستاره و صفائیه که ۵ ستاره بود منتقل شدیم. فکر کنم بعد از حدود یک ساعت استراحت، به سمت میدون امیر چخماق و موزه آب حرکت کردیم.هتل مشیرالممالک

موزه آب همونطور که از اسمش مشخصه مربوط به اشیاء و ادواتی هست که مربوط به آب و آبرسانی در شهر بوده. بعد از بازدید از موزه آب در میدان امیرچخماق هم چرخیدیم و از مغازه‌های صنایع دستی و ترمه دوزی هم دیدن کردیم و بعد به سمت هتل برگشتیم و سر آخر هم شام سبک و خوابیدن در رختخوابی گرم و نرم.موزه آب

میدون امیر چخماق شامل بازار، مسجد، تکیه و دو آب انباره و ثبت شده آثار ملی ایرانه. امیر جلال الدین چقماق از سرداران تیموری، زمانی که حاکم یزد بوده مجموعه ای از آب انبار، تکیه، مسجد و میدون رو میسازه تا سبب پیشرفت یزد بشه و بعد از اون هم مردم برای مراسمهای خاص از این میدون استفاده میکردند و حالا جزء یکی از نقاط گردشگری یزده.

 میدان امیرچخماق

یکی از روزها به گشت آتشکده یزد اختصاص داده شد. ساختمان اصلی آتشکده در حیاط بزرگی پر از درختان سرو و کاج قرار داره. نگاره فروهر و سرستونهای زیبایی بر سر در اون قرار داره و حوض زیبایی در روبروی اون دیده میشه. گویا این رسم است که در کنار آتشکده ها آب هم وجود داشته باشه. ورود به آتشکده مراسم خاص خودش رو داره. مردان با کلاه سفید و زنان با روسری سفید و بدون کفش باید وارد شوند. آتش مقدس درون ظرفی از جنس برنز قرار داره و شخصی به نام هیربد مسئول روشن نگه داشتن اون است و بازدید کنندگان میتونند از پشت شیشه ظرف آتش رو مشاهده کنند. آتشکده زرتشیان یزد

یکی دیگه از جاهایی که برای بازدید رفتیم باغ دولت آباد بود که به دلیل کمبود وقت اول صبح وارد باغ شدیم. هوا بسیار سرد بود و حتی خیلی از غرفه‌های صنایع دستی بسته بودند. باغ دولت آباد یکی از جاهای دیدنی شهر یزده که از میراث جهانی ایران هم به شمار می‌ره و به‌عنوان یکی از نه باغ ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده. این باغ زیبا که در محله چهار منار قرار گرفته، یکی از قدیمی‌ترین باغ‌‌های شهر یزد محسوب می‌شه.  باغ دولت آباد

مسجد جامع یزد یکی دیگه از جاهایی یود که برای بازدید رفتیم. ساخت هر قسمت این مسجد نمونه ای از دوره خاصی از گذشته است. ابتدای ساخت به قبل از اسلام و اتمام کار به دهه اخیر میرسه و یکی از زیباترین بناهای دوره تیموریه که از نظر کاشی کاری، سر در رفیع، کتیبه و مناره‌ها جزء زیباترین معماریهای قرن نهم هجری قمریه. کتیبه‌های مسجد به خط کوفی آجری و ثلث سفید بر روی کاشی لاجوردیه. این مسجد با بلندترین مناره، در دوران پیش از اسلام پایه ریزی شده و بعد از اسلام تبدیل به مسجد شده و به مرور زمان در دوره‌های ایلخانی و تیموری کامل شده و در دوره قاجار به شکل فعلی دراومده. طبق مستندات این مسجد قبلا آتشکده بوده که در زمان اسلام تبدیل به مسجد شده. برای تهیه خاک کاشیها و خاک مصالح از گلاب و خاک کربلا استفاده شده و زمانی هم عکس این مسجد پشت اسکناسهای ۲۰ تومانی بوده است.  مسجد جامع یزد

خانمی که کاپشن قرمز پوشیده آناهیتا همتی بازیگر بعضی از فیلمها و سریالهاست، مثل خانه به دوش که با حمید لولایی، مریم امیرجلالی و علی صادقی هم بازی بود. البته همراه با مادرشون همسفر ما بودند.

حالا از جشن سده بگم. در مستندات تاریخی این جشن همیشه به شکل دسته‌جمعی و با گردهمایی همه مردم شهر و محله و روستا در یک‌جا و با برپایی یک آتش بزرگ برگزار می‌شده‌، مردم در جمع آوری هیزم با همدیگه مشارکت می‌کردند و به این ترتیب جشن سده، جشن همکاری و همبستگی مردمه که توسط زرتشتیان استان‌های کرمان، یزد، فارس و دیگر استان‌ها در بهمن ماه اجرا میشه. ما بعد از ظهر وارد یک خونه در روستایی از استان یزد شدیم و شاهد انجام مراسم زرتشتیان بودیم مثل خوندن دعا. بعد از اون هم یکی از لیدرها در مورد تاریخ و …. کمی صحبت کرد. در این بین نونهای پخته شده بین شرکت کنندگان مراسم توزیع شدند. فکر کنم مراسم حدود یک ساعت یا بیشتر طول کشید. بعد ما بیرون اومدیم و هیزمها رو آتش زدند. چیزی شبیه به مراسم چهارشنبه سوری. هوا اونقدر سرد بود که من دور خودم پتو پیچیده بودم و بعد از مراسم آتش زدن و شادی، آش شولی که پخته شده بود توزیع شد. البته در هتل هم آش شولی خورده بودم.من و دو خانم زرتشتی و نونهای پخته شدهمراسم آتش زدن هیزمهاآش شولی بعد از مراسم

زیباییهای یزد

روز آخر اختصاص به بازدید از شهر میبد داده شد و از ایستگاه این شهر هم به سمت تهران حرکت کردیم. حتما میدونید که در قدیم از آب انبارها برای ذخیره آب و یخ  استفاده میکردند. عکس زیر یکی از همون آب انبارهاست.یخچال در میبد

حالا از کبوترخانه میبد بگم. ساخت این کبوترخانه استوانه ای بوده و نحوه ساخت اون جوریه که حیواناتی مانند مار نتونند وارد بشند. قدمت برج به زمان قاجاریه برمیگرده و یکی از آثار ثبت شده ملی ایران هست. هدف از ساخت، لانه گزینی کبوترها جهت جمع آوری مدفوع اونها برای مصارف کشاورزی، ساخت باروت و …. است. گفتنیه مالک کبوترخانه جزء متولین محسوب میشده چون از این طریق درآمد خوبی بدست می آورده. من وقتی برج را از دور دیدم فکر نمیکردم جالب باشه ولی وقتی وارد شدم از ساخت اون شگفت زده شدم و برام جذاب بود.  کبوترخانه میبد

یکی دیگه از اماکنی که برای بازدید رفتیم نارین قلعه بود. نارین قلعه مهم‌ترین بنای میبده که یک قلعه تاریخی و قدیمی بوده و از خشت های قطور و بزرگ ساخته شده. این بنا متعلق به دوره ساسانیان هست. نارین قلعه

متاسفانه از شیرینیها و خوراکیهای یزد عکسی ندارم ولی کیک یزدی که اونجا خوردم کلی با کیک یزدی تهران متفاوت بود. از شیرینیهای یزد میتونم قطاب، حاجی بادوم، باقلوا و …. رو نام ببرم.

روز آخر بعد از خوردن ناهار

به این ترتیب دوباره یک سفر خاطره انگیز رو در هوایی بسیار سرد و برفی به انتها رسوندم.

بعضی از تصاویر متعلق به همسفران است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *