سفرنامه هند

این اولین سفرنامه من در رابطه با سفر نوروزیم به هنده. حقیقت ماجرا این هست که هند جزء لیست سفرهای قطعی من نبود، چرا؟ به خاطر اینکه مطالبی رو که خونده یا شنیده بودم متناقض بودند. بعضیها تعریف میکردند و دیدگاهشون مثبت بود و بعضیها دید منفی داشتند. به خاطر همین برای سفر نوروزیم مقصدم رو ویتنام در نظر گرفتم. به این منظور، بهمن ماه برای رزرو تور به یکی از آژانسها زنگ زدم و بعد از چند روز، متصدی فروش به من گفت به خاطر قیمت بالا، احتمالا این تور اجرا نمیشه و اگر به هند نرفتید میتونید سفر به هند رو جایگزین کنید چون این تور، صد در صد اجرا میشه و تا حالا دو نفر هم ثبت نام کردند و قصد خرید بلیط پرواز رو دارند، اگر شما هم ثبت نام کنید میتونم اسمتون رو با هم برای بلیط بدم. من هم قبول کردم و فکر کنم با قیمت ۳/۵ میلیون تومان بلیط خریداری شد. اسفند ماه بود که متصدی فروش با من تماس گرفت و گفت پدر و مادری همراه دخترشون هستند که نمیخوان دخترشون در اطاق یک تخته باشه اگه شما دوست دارید شماره شما رو بهشون بدم تا در اطاق دو تخته قرار بگیرید و هزینه هاتون هم کم بشه من هم قبول کردم و بعد از ساعتی دختر خانم با من تماس گرفت و با گفتن چند شرط از سمت من، توافق حاصل شد و یک روز هم برای انگشت نگاری به دفتر VFS رفتم و اواخر اسفندماه هم ۵۵۰ دلار هزینه ارزی به قیمت هر دلار ۱۱/۸۵۰ تومان رو پرداخت کرده و بلیط و مدارک رو دریافت کردم. البته همسفرانی که اسفندماه ثبت نام کرده بودند دلار رو به قیمت ۱۳/۰۰۰ تومان هم خریده بودند. بعد از ظهر ۹ فروردین ماه ۹۸ به فرودگاه امام خمینی رفتم و بعد از دریافت کارت پرواز، خوردن بستنی میوه­ ای، بازدید از صنایع دستی و خواندن نماز، سوار هواپیما شدم و بعد هم مشغول خوردن شام و پر کردن فرم و …….

نمازخانه فرودگاه امام خمینی (ره)بستنی میوه‌ای فرودگاه امام خمینی (ره)فروشگاه صنایع دستی فرودگاه امام خمینی (ره)شام هواپیمایی ماهان

خلاصه نیمه شب به دهلی رسیدیم تا کارهای خروج و دریافت چمدان انجام شد و همسفرها همدیگر رو پیدا کردند و سر آخر هم لیدر هندی که مسلط به زبان فارسی بود با تابلویی دیده شد و بعد هم سوار مینی بوسی شدیم و مراسم حلقه گل به گردن آویختن و دادن یک آب معدنی گرم به ما.حلقه گل

روز اول: به محض ورود به لابی هتل با نوشیدنی نه چندان خوشمزه­ ای از ما پذیرایی شد و با گرفتن کلید اطاقها و رمز وای فای به سمت اطاقها رفتیم و تا حدود ساعت ۱۰ صبح خوابیدیم و بعد هم خوردن صبحانه متنوع و عالی. صبحانه هتل لیلا آمبیانس کانونشن

بعد از صبحانه، لیدر سراغ ما اومد و گشت انتخابیمون که نفری ۴۵ دلار بابت اون پرداخت کرده بودیم شروع شد. ابتدا به معبد بیرلا مندیر رفتیم. این معبد که نام دیگه اون لاکشمی نارایانه، در غرب کانات پلس دهلی واقع شده و به خدای ویشنو و الهه لاکشمی اختصاص داره و هر کدوم از خدایان گانش، کریشنا، شیوا و بودا در زیارتگاهی جداگانه در داخل معبد قرار دارند. بعلاوه این معبد شامل باغ بزرگ, چشمه­ ها و سالن گفتمان گیتاست. هنگام ورود باید کفشها رو در می­ آوردیم و گوشی و دوربینمون رو هم در قفسه ای قرار میدادیم. به هنگام بازدید تعدادی افراد بومی برای زیارت و ادای نذر به معبد مراجعه کرده بودند که دیدن این معابد و رفتار و حرکات هندیها برام جالب بود چون در کشور خودمون چنین مراسمی نداریم. من دوست دارم جایی رو برای سفر انتخاب کنم که با شهر یا کشور خودم متفاوت باشه، اینجوری حس و حال سفر برام لذت بخش تره. خلاصه بعد از خروج از محوطه داخلی و گرفتن اشیاء و پوشیدن کفش به محوطه باز معبد رفتیم و مشغول عکس گرفتن شدیم.معبد بیرلا مندیر

بعد از خروج از معبد بیرلا و سوار شدن بر مینی بوس به معبد سیکها رفتیم. سیک به معنی شاگرد و دین یکتاپرستی است که در قرن ۱۵ میلادی به دست گورو نانک در منطقه پنجاب هند بنیان گذاشته شد. برای ورود به معبد باید کفشها و جورابها درآورده و سرها پوشانده می­شد. بیرون از معبد دستمالهایی برای فروش و داخل معبد هم برای استفاده موجود بود. در ابتدای ورود، معبد خیلی شلوغ بود. گروهی برای انجام مراسم اومده بودند و تعداد زیادی هم گردشگر به چشم می­خورد. عکاسی از محوطه بیرونی اشکال نداشت ولی داخل معبد و مراسم ممنوع بود. زمانی که ما وارد شدیم ۳ نفر در حال نواختن و خواندن بودند که نوای اونها بسیار دل انگیز بود و دور تا دور اونها رو مردم فرا گرفته بودند. دیدن معبد و مراسم برام خیلی جالب بود. لازمه بگم که سیکها کسانی هستند که عمامه بر سر می‌گذارند.معبد سیکها

بعد از معبدگردی برای ناهار به مک دونالد رفتیم که هزینه بر عهده خودمون بود و چون من صبحانه کاملی خورده بودم و عاشق بستنی هم هستم برای ناهار بستنی و سیب زمینی سرخ کرده سفارش دادم که طعم بستنی بسیار خوب بود.ناهار من در مک دونالد

بعد از ناهار به معبد آکشاردهام رفتیم که باز هم باید گوشی همراه خودمون نمی­بریدم. این معبد بسیار زیبای هندو در سال ۲۰۰۵ افتتاح شده که در اون یک نمازخانه بودایی، یک فواره موسیقی، باغهای وسیع و ۳ نگارخانه وجود داره. ما بعد از بازرسی بدنی وارد این معبد شدیم و از قسمتهای مختلف اون دیدن کردیم و بعد از کمی استراحت با قایق وارد تونل آبی شدیم که در مورد هند توضیحاتی به زبان انگلیسی داده می­شد و هر دو طرف تونل مجسمه­ های متحرکی دیده می­شدند که بسیار جالب بودند. بعد از خروج از تونل و خوردن میان وعده، به پیشنهاد لیدر تا غروب آفتاب صبر کردیم و در جایگاه مخصوص نمایش فواره موسیقی نشستیم که لحظه به لحظه بر تعداد جمعیت اضافه می­شد و با تاریک شدن هوا نمایش با نورپردازی و موسیقی بسیار زیبایی شروع شد. از اونجایی که نمیتونستم گوشی همراه خودم ببرم عکسهای زیر رو از اینترنت برداشتم.

معبد آکشاردهام (اینترنت)

فیلم فواره موسیقی

بعد از به پایان رسیدن نمایش، همگی از معبد خارج شده و به سمت هتل راهی شدیم و بعد از اون هم شام، کنسروی که همراهم آورده بودم و نماز و خواب.

روز دوم: بعد از خوردن صبحانه کامل، ساعت ۹ سوار بر مینی بوس راهی مقبره گاندی شدیم. گاندی رهبر سیاسی و معنوی هندوهاست که اونها رو در راه آزادی از استعمار بریتانیا رهبری میکرده. هندوها مطابق رسومشون جسد گاندی را سوزانده و به آب سپردند و اکنون این مزار، محل احترام و علاقه به این رهبر معاصره. مقبره ایشان بسیار ساده است و اطراف اون فضای سبز و زیبایی وجود داره. مقبره از سکوی مرمر سیاه و ساده تشکیل شده که برای تزئین آن فقط از چند شمع متحرک استفاده شده. بعد از بازدید از مقبره، من و چند نفر از همسفرها در گوشه‌ای نشسته بودیم که دیدیم چند نفر آقای هندی تقاضای گرفتن عکس با یکی از خانمهای همسفر رو داشتند. بله مادر هم اتاقی من. و ایشان هم قبول کردند و کار به جایی کشید که خیلی از خانمها و آقایان هندی تقاضای گرفتن عکس با ایشون رو داشتند که این موضوع باعث خنده ما شده بود. این عکس گرفتنها در جاهای دیگه هم تکرار شد و گاهی شامل دختر خانمشون هم می­شد ولی بیشتر مراجعین، خواهان گرفتن عکس با مادر بودند.مقبره گاندی

بعد از خروج از مقبره گاندی از داخل مینی بوس کاخ ریاست جمهوری رو مشاهده کردیم و سپس راهی دروازه هند شدیم. این بنا توسط معماری بریتانیایی طراحی شده و نزدیک به کاخ ریاست جمهوری هند هست. دلیل ساخت آن یادبودی برای ۹۰ هزار سرباز هندی ارتش بریتانیاست که در جنگ کشته شدند. نام این سربازان بر دیواره­ های این بنا حک شده. جنس این بنا از سنگ ماسه قرمز و گرانیته و طبق معمول اطراف بنا، انبوه دست فروشان دیده می‌شدند.دروازه هنددستفروشی اطراف دروازه

پس از بازدید از دروازه به سمت قطب منار حرکت کردیم و پس از ایستادن در صف، وارد محوطه قطب منار شدیم. قطب منار, منار بسیار بلندیه که به تقلید از منار جام افغانستان ساخته شده و پنج طبقه است و به همراه چند سازه و خرابه ای که مربوط به قرون وسطی است مجموعه قطب را تشکیل میده. گفتنی است این منار، بلندترین برج آجری جهانه و از مرمر و سنگهای سرخ ساخته شده و اولین و برجسته ترین نوع معماری هندو-اسلامیه. لازمه این رو بگم که من در سفرنامه­ های هند، عکس آنچنانی از این بنا ندیده بودم و وقتی برای بازدید رفتیم فکر می­کردم جای جالبی به نظر نرسه ولی بعد متوجه شدم که اشتباه کردم و کلی زیبایی میشد در این مجموعه دید.قطب منار

سپس برای خوردن ناهاری که بر عهده آژانس بود به مرکز خرید آمبینس مال رفتیم. مرکز خرید، فروشگاههای شیک با اجناس گرون قیمتی داشت. من معمولا وقتی سفر میرم زیاد خرید نمی­کنم مگر اینکه بخوام سوغاتی یا یادگاری بخرم. بیشتر من به دنبال تونیکهای راحت بودم که برای سفر مناسب باشه که البته اونی که در نظرم بود رو پیدا نکردم. فقط در مرکز خرید چرخ زدیم و فروشگاهها رو دیدیم و البته بعضی از همسفران خرید کردند و بعد از اون هم راهی هتل شدیم.

ناهار تورمرکز خرید آمبیانس ماللیدر هندی ما در مرکز خرید آمبیانس مال

روز سوم: بعد از خوردن صبحانه راهی آگرا شدیم که حدود ۵ ساعت به طول کشید و در این موقع معارفه همسفرها که ۱۴ نفر بودیم شروع شد و بقیه زمان هم به صحبت کردن با همدیگه گذشت. در مسیر جایی برای خوردن و سرویس بهداشتی توقف کردیم و من مشغول خوردن شیره نارگیلی که خریده بودم، شدم. من و نارگیل

برای ناهار به پیشنهاد لیدر به رستوران بن باربیکیو رفتیم که منو باز بود و هزینه اون هم بر عهده ما بود که فکر کنم نفری ۹۰۰ روپیه شد. وقتی همه پشت میزهامون نشستیم پرسنل سیخهای جوجه، قارچ, سیب زمینی و … کبابی شده رو بر روی منقلهایی که روی میزها تعبیه شده بود قرار می­‌دادند و ما هم مشغول خوردن می‌­شدیم و بعد از اون هم خودمون می‌­رفتیم از غذاهایی که در محوطه موجود بود برمی­‌داشتیم. انواع بستنی و کیک و …..رستوران باربیکیو

بعد از ناهار وارد هتل کورت یارد ماریوت شدیم که با نوشیدنی پذیرایی شدیم و مراسم حلقه گل به گردن آویختن و خال گذاشتن بر پیشانی (که البته من تمایلی به انجام این کار نداشتم) و سر آخر هم عکس دسته جمعی و بعد از اون هم وارد اطاقهامون شدیم. بقیه روز وقت آزاد بود که من به استراحت گذروندم.سینی استقبال از ما

روز چهارم: خوردن صبحانه

صبحانه هتل کورت یارد ماریوت

بعد از صبحانه با ماشین به سمت تاج محل رفتیم. این بنا یکی از عجایب هفتگانه دنیا به شمار میره که در شهر آگرا قرار داره و به دستور شاه جهان برای یادبود همسر ایرانیش ارجمند بانو معروف به ممتاز محل ساخته شده. این بنا در کنار رود یمونا جمنا قرار داره و نوع باغ تاج محل شبیه باغهای ایرانیه و تماما از مرمر ساخته شده و سبک آن سبک معماری اسلامی هست. در داخل آرامگاه تاج محل، قبر شاه جهان و همسرش قرار داره. تماشایی ترین قسمت تاج محل گنبد مرمرین اونه که در ساعات مختلفی از روز رنگ خاصی را نشون میده. کل مجموعه، باغ زیبایه که در اون، بنای تاج محل قرار داشته و در کنار اون، رود جریان داره. اونقدر زیبایی در محوطه هست که از هر نقطه از این مکان میشه عکاسی کرد و صدای زیبای پرندگان را هم شنید. خوشبختانه در تاج محل ممنوعیت بردن دوربین و گوشی نبود. خلاصه حدود دو ساعت وقتمون در تاج محل گذشت.تاج محل و مناظر اطراف

بعد از خروج از تاج محل برای بازدید از صنایع دستی و سرمه دوزی هند که مستقیما زیر نظر دولت هنده به این محلها رفتیم. تابلوهای بسیار زیبایی با قیمتهای بالا دیدیم و فقط به دیدن اکتفا کردیم. بعد از دیدن صنایع دستی به محل فروش اشیاء مرمری رفتیم که عکسبرداری ممنوع بود. اینجا هم زیر نظر دولت بود و انواع مجسمه و ماکت های تاج محل در این مکان دیده می­شد. یکی از کارکنان به انگلیسی نحوه تراش و تهیه مجسمه­ ها و تشخیص اصل و تقلبی بودن اونها رو به انگلیسی توضیح می­داد که توسط یکی از همسفران که دندانپزشک بود به فارسی ترجمه می­شد. حالا دیگه وقت خوردن ناهار تور بود که به یکی از شعبات kfc مراجعه کردیم.سرمه دوزی و صنایع دستی هندناهار در KFC

بعد از ناهار به دیدن آگرا فورت رفتیم نام دیگر این قلعه، قلعه سرخه. چون در ساخت آن از ماسه سرخ استفاده شده و البته برای ساخت قسمتهای دیگه از مرمر و سنگهای قیمتی هم استفاده شده. موقعی که در قرن ۱۶ مغولها آگرا را تصرف می­کنند تصمیم می­گیرند به جای بنای ویران شده، بنایی مناسب و شایسته برای امپراطورشون اکبر شاه اول بسازند. این بنا و تاج محل در لیست یونسکو قرار داشته و بعضی از پنجره­ های این قلعه، دید خوبی برای تاج محل داره. در این قلعه سنجابهای زیبایی در حال بازی بودند و بعضی از محلیها در دست همسفرها خورده بیسکویت می­ریختند و سنجابها برای خوردن بیسکویت بر روی دستها قرار میگرفتند و کلی هیجان و ذوق و عکس گرفتن و در آخر هم پولی به اون فرد محلی پرداخت می­شد.آگرا فورت یا قلعه سرخ مناظر اطراف

بعد از بازدید از قلعه سرخ راهی هتل شدیم و غروب، تور انتخابی نمایش تاج محل بود که همه همراه با لیدر برای دیدن این نمایش رفتیم. محل نمایش نزدیک هتلمون بود و اگر خودمون میرفتیم هزینه ­ای خیلی کمتر پرداخت می­کردیم. ولی خوب به هر حال در مورد تورهای انتخابی همه نظر واحد رو داشتند. پس از اینکه وارد سالن شدیم در محلهای مربوط به خودمون نشستیم. در کنار دستمون محلی برای هدفون و یک آب معدنی و البته گرم بود. از طریق هدفون، نمایش ترجمه می­شد که من ترجیح دادم نمایش رو با زبان اصلی ببینم. نمایش در مورد عشق شاه جهان به همسرش ممتاز بود. غیر از ما گروههای خارجی دیگه­ ای هم در سالن دیده میشدند. فکر کنم نمایش حدود یک ساعت به طول کشید. به نظرم هندیها از نظر هنرهای نمایشی بسیار پیشرفته هستند. ورود و خروج بازیگران و تغییر دکوراسیون نمایش بسیار سریع و حساب شده بود. بعد از پایان نمایش به سمت هتل رفتیم و مشغول امور شخصی و استراحت شدیم.بنر نمایشمحوطه سالن نمایش

روز پنجم: بعد از خوردن صبحانه راهی جیپور شدیم و باز هم حدود ۵ الی ۶ ساعت در حرکت. در بین مسیر مینی بوس جایی برای خرید و ….. توقف کرد. باز هم صنایع دستی و انواع لباس و شالفروشگاه بین راهی

برای خوردن ناهار به رستوران هریتج اسپایسز که منو باز بود با قیمت نفری ۶۰۰ روپیه، رفتیم که البته تعداد غذاها کمتر از بن باریکیو بود. مرغ تنوری و بادمجون کبابی طرفدار بیشتری داشت و ماکارونی و نوعی سوپ هم بود که چیزی رو که من متوجه شدم ماکارونیهاشون نیمه پخته است و همچنین سبزیجاتی رو که در سوپ می­ریزن کاملا پخته نیست. غیر از ما تور دیگه ایرانی هم به اونجا اومده بود. تقریبا بعضی جاها تورهای دیگه ایرانی رو هم می‌دیدیم. من چیزی رو در رستوران دیدم که برام جالب بود، در طبقه همکف در یک گوشه آقایی مشغول نماز خوندن بود و در گوشه دیگه هم مجسمه‌ای از خدایان هندو قرار داشت.ناهار ما در هریتج اسپایسزتصاویری از رستوران هریتج اسپایسز

بعد از ناهار برای خرید به مغازه‌های خیابونی رفتیم که من به زحمت تونستم یک تونیک برای خودم بخرم بعلاوه یک بسته چوب دارچین که به پول ما ۲۰ هزار تومان می­‌شد. به هنگام غروب به موزه آلبرت هال رفتیم تا نمای بیرونی موزه رو به هنگام شب که زیباتره ببینیم. وقتی از ماشین پیاده شدیم با سیل انبوه موتورسوارها و ماشینها روبرو شدیم که با سرعت بالا در حرکت بودند و ما باید به اون طرف خیابون می­‌رفتیم. بنابراین بصورت دسته جمعی و خیلی با احتیاط از خیابون عبور کردیم. این موزه دولتی و عمومی زیر نظر سرهنگ انگلیسی در قرن ۱۹ ساخته شده که آثار این موزه نقاشی مینیاتور, ادوات جنگی, ظروف چینی شعر و خط فارسی و …. است. در طبقه پایین یک جسد مومیایی مصری وجود داره که در سال ۲۰۱۱ تعدادی دانشمند آزمایش اشعه ایکس بر روی جسد انجام دادند و متوجه شدند جسد هنوز سالمه. بعد هم ورود به هتل رویال ارکید جیپور و استراحت.تصاویری از موزه آلبرت هال

صبحانه هتلآشپز هتل

 روز ششم: بعد از صبحانه بازدید از قلعه آمبر شروع شد. این قلعه در ۱۱ کیلومتری جیپور و بالای کوه قرار گرفته و میناها اولین سازندگان این قلعه بوده­‌اند. این بنا به سبک معماری هندی-اسلامی ساخته شده و در حقیقت شهری نظامی با قصرهای با شکوه هست که ییلاق خاندان سلطنتی بوده و تمام دیوارها و سقفها آینه کاری شدند. در بعضی از بناها نقاشی گل و بته که مختص ایرانیهاست مشاهده میشه و هر قصر زیبایی خاص خودش رو داره. یک ساختمون کوچکی بود که وقتی وارد شدیم احساس خنکی خوشایندی بهمون دست داد که اون به دلیل بادگیر بودن ساختمون بود و در اون زمان ملکه میتونسته از پنجره­ هایی که در ساختمون ایجاد شده بوده فضای بیرون رو مشاهده کنه. برای ورود به این قلعه یا باید سوار جیپ می‌شدیم و یا با فیل می‌رفتیم، که ۴ نفر از اعضای ما با فیل حرکت کردند و بقیه با جیپ. به محض خروج از مینی بوس فروشندگان محلی به سمت ما حرکت کرده و تقاضای خرید داشتند و مرتب قیمت اجناسشون رو پایین می‌آوردند و تا از اونها خرید نمی­‌کردیم دست از سر ما برنمی‌­داشتند. یکی از دستفروشها وقتی دید من حجاب دارم به من نزدیک شد و گفت من مسلمان، از من خرید کن که البته من قصد خرید نداشتم. اجناس هندی مثل کیف و … خیلی زیبا بودند ولی به نظر من اکثرشون به درد خودشون میخورد.قلعه آمبر

بعد از خروج از قلعه آمبر بازدید از جال محل داشتیم. ماشین ما حدود ۲۰ دقیقه در کنار این محل توقف کرد و لیدر گفت هر کی مایله میتونه بره عکس بگیره ولی حسابی مراقب بچه‌هایی که دزد هستند باشید. در مورد جال محل بگم که این کاخ مرمری توسط آب احاطه و گفته شده این بنا توسط مهاراجه مادوسینگ ساخته شده و برای جشنهای شکار اردک مورد استفاده قرار میگرفته. ورود گردشگران به این کاخ ممنوعه و فقط از کنار آب میشه نمای خارجی کاخ رو دید و عکس گرفت.جال محل

سپس بازدید از موزه جواهرات و بعد از اون هم بازدید از جانتار مانتار بود. جانتار مانتار مجموعه­ ای از ادوات هست که در کنار هم رصدخانه‌ای بسیار زیبا رو تشکیل میده و توسط مهاراجه‌ای به نام ساوی جی سینگ طراحی شده. در این رصدخانه از ۱۴ ابزار هندسی برای اندازه گیری زمان, پیش بینی کسوف و خسوف و …. استفاده میشه. ما حدود ساعت ۱ بعد از ظهر در این مکان بودیم و همه جا آفتابی و گرم بود و با اینکه محلی بسیار آموزنده و زیبا بود، بودن در اونجا برامون سخت شده بود و سریع حرکت کردیم و سومین ناهار تور رو که ساندویچ کوچک مک دونالد بود خوردیم و به سمت هتل رفتیم.

جانتارمانتار

زمانی که ما در هند بودیم نوروز بود و دمای هوا حدود ۴۰ درجه سانتیگراد. ولی هر جایی که وارد می­‌شدیم بسیار سرد و خنک بود به نحوی که وقتی وارد هتل می­شدیم هواساز اتاق رو خاموش می‌کردیم و این سرد و گرم شدن هوا باعث شد که من سرما بخورم در صورتی که همراه خودم هیچ داروی سرماخوردگی نبرده بودم. بیشتر احتمال می­‌دادم مشکل گوارشی پیدا کنم تا سرما بخورم، جوری که گلو و گوشهام گرفته شده بود و صدام در نمیومد و مجبور شدم قرص سرما خوردگی از همسفرها بگیرم و این سرما خوردگی تا اومدن به ایران و بعد از اون به مدت یک هفته طول کشید. از این موضوع که بگذریم بعد از ظهر وقت آزاد بود که من به دلیل خوردن قرص خوابیدم و بعد از اون هم رفتم به محوطه هتل و چند تا عکس گرفتم.روز هفتم: خوردن صبحانه و حرکت به سمت دهلی. چند نفر از همسفرها بازدید از معبد میمونها رو در نظر داشتند و بقیه رو مجاب کردند. این معبد در دامنه کوهی بلند قرار داره و یکی از معابد باشکوه ساخته شده در ماسه سنگ صورتیه و بیشتر شبیه قصره. این معبد دارای یک حوض آب هست که هندوها برای انجام غسل و پاک شدن داخل اون میرن. در این معبد مردم به میمونها خیلی احترام می‌گذارند و غذای خود رو متبرک میکنن. با پرداخت نفری ۴۰۰ روپیه به لیدر به این معبد رفتیم. یکی از افرادی که اونجا بود مقداری انگور و سیب به دست هر کسی که می‌خواست میداد و میمونها سراغ اون شخص می‌رفتند و مشغول خوردن میشدن و در این حین عکسها و فیلمها گرفته میشد. دامنه کوه بسیار زیبا بود و میمونهای زیادی در حال رفت و آمد بودن. بعد از پله ها رفتیم بالا و حوض آبی رو دیدیم که مردها در اون حوض خودشون رو میشستن و زنها هم در اتاق کناری منتظر بودن تا نوبتشون بشه. دیدن معبد و مراسم برام خیلی جالب بود. یک دختر و پسر خارجی برای بازدید اومده بودند که چند تا میمون ریخته بودند سر دختره و موهای بلندشو میکشیدند و دختره مرتب جیغ میزد و آقا پسر هم همچنان میخندید.

این عکس متعلق به یکی از همسفران هست

معبد میمونها

در بین راه به پیشنهاد لیدر به دیدن معبد هارشات ماتا رفتیم. هارشات ماتا در قرن ۸ میلادی ساخته شده و گفته شده که توسط محمود غزنوی ویران شده و حالا خیلی از ستونها و مجسمه­‌ها در محوطه پراکنده هستند. محلیها معتقدند هارشات ماتا الهه شادیه که درخشش و روشنایی اون شهر رو احاطه کرده. به همین دلیل روستای اطراف معبد رو آبهنگری مینامند یعنی شهر روشنایی. به هنگام برگشت از جیپور ما از این معبد بازدید داشتیم که گردشگران مختلفی هم اومده بودند. ابتدا گردشگر زنگی رو به صدا درمی­آورد و نزد شخصی که نشسته بود می‌رفت و او هم خالی براش میگذاشت و پولی دریافت میکرد.معبد هارشات ماتا

مکان دیگه­‌ای که برای بازدید رفتیم چاه پله بود که دقیقا یادم نیست این بازدید در مسیر رفت بود یا برگشت. این چاه پله در فاصله ۹۵ کیلومتری جیپور قرار داره و برای ذخیره سازی آب در فصلهای خشک استفاده میشده. این چاه پله یکی از عمیقترین چاه پله های هنده و از اون برای آبرسانی به روستاهای اطراف استفاده میشده. این مجموعه ۳۵۰۰ پله تراشیده شده و متقارن داره که همزمان با ما تور دیگه ایرانی هم برای بازدید اومده بودند که این تور اختیاری بود و بابت اون هزینه پرداخت کردیم.چاه پله

بعد از اینکه به دهلی رسیدیم لیدر، ما رو دوباره به آمبینس مال برد و گفت ساعت ۹ شب همین مینی بوس با یک نفر دیگه میاد و شما رو میبره فرودگاه و از ما خداحافظی کرد. بنابراین ما کلی وقت داشتیم که بخواهیم خرید کنیم. ابتدا تو صف ایستادیم و من بهمراه هم اتاقیم و پدر و مادرش مرغ کنتاکی و سیب زمینی و نوشابه سفارش دادیم و بعد از خوردن ناهار رفتیم سراغ مغازه ها.من یک مقداری روپیه داشتم که می­خواستم به اندازه اون، چیزی برای خرید پیدا کنم که در قسمت حراجیها یک لباس برای خودم خریدم. مقداری از زمان هم صرف چرخیدن و گشت زدن در مرکز خرید شد تا اینکه مینی بوس اومد و ما رو به فرودگاه رسوند. بعد، در صف ایستادن و دریافت کارت پرواز و تأخیر هواپیما و سوار شدن هواپیما و شام و کلی خستگی. جوری که بیشتر زمان رو بخاطر خستگی و قرصهایی که خورده بودم خوابیدم و ساعت حدود ۵ صبح به تهران رسیدیم.فرودگاه ایندیرا گاندی

 نقد و بررسی من در مورد هتلها:

  • هتل لیلا آمبیانس کانونشن دهلی: ما حدودا ساعت ۴ صبح از فرودگاه ایندرا گاندی به این هتل وارد شدیم. در لابی نشستیم و منتظر کلید اطاقها شدیم. از ما با آب میوه هایی نه چندان خوشمزه پذیرایی شد و بعد به اطاقهایمان رفتیم که چمدانها توسط پرسنل هتل حمل شدند. فضا، اطاقها و رستوران خوب بود. لابی و اطاقها خیلی خنک بودند جوری که وقتی وارد اطاق میشدیم هواساز رو خاموش میکردیم. بخصوص صبحانه‌ای که در هتل میخوردیم خیلی تنوع داشت جوری که من تا ساعت ۳ بعد از ظهر احساس گرسنگی نمی‌کردم. امکانات اطاق: تلویزیون, سشوار، یخچال، چای ساز، اینترنت و آب معدنی و … بود. در صورتی که کلید نظافت رو فعال می‌کردیم نظافت روزانه انجام میشد. دستمال کاغذی در سرویس بهداشتی بود ولی در هیچکدام از هتلهای هند در اطاق دستمال کاغذی موجود نبود. کلا از این هتل راضی بودم. چون با تور سفر کردم از هزینه اش اطلاعی ندارم. از امکانات هتل میتوان استخر، آرایشگاه، خدمات عروسی و .. را نام برد.
  • هتل کورت یارد آگرا: این هتل ۵ ستاره دارای استخر روباز، سالن بدنسازی، مرکز اسپا و سلامتی است. امکانات اطاق چای ساز، یخچال که در اون خراب بود، تلویزیون، میز تحریر، چراغ خواب، اینترنت و ….. بود. فضای هتل و اطاقها تمیز و مرتب و خنک بود. این رو متذکر بشم که در تمامی هتلهایی که ما در اون اسکان داشتیم، اماکن تاریخی و فروشگاههای بزرگ بازرسی بدنی و کیفها انجام میشد. در بدو ورود به این هتل از ما با نوشیدنی خوشمزه ای پذیرایی شد و یک خانم از پرسنل هتل با سینی مخصوص برای کسانی که تمایل داشتند بر روی پیشانیشون خال میگذاشت که به معنی خوشامدگویی بود. بعد کلید اطاقها رو گرفتیم و چمدانها هم توسط پرسنل حمل شدند. رستورانی که در این مدت در هتلها استفاده میکردم فقط برای صبحانه بود که البته این هتل هم صبحانه ای عالی با تنوع زیاد داشت.من و یکی از پرسنل هتل
  • هتل رویال ارکید جیپور: این هتل ۴ ستاره در جاده تونک جیپور قرار داره و ۲.۵ کیلومتر با فرودگاه جیپور فاصله داره. امکانات هتل شامل استخر شنا روی بام و باشگاه سلامت است. اطاقها تلویزیون, یخچال, …… امکانات دیگه رو هم داشت. معایبی در این هتل بود در راهروها خرابی دیوارها و رنگ و رورفتگی کف دیده میشد. کف اطاق پارکت بود و این باعث میشد زمانی که با دمپایی خیس راه میرفتی قطرات آب بر زمین ریخته بشه. هم احساس ناخوشایند داشت و هم امکان لیز خوردن. نحوه قرار گرفتن کمد لباسها و سرویس جوری بود که درها مشترک بود و همزمان از هر دو نمیشد استفاده کرد. محل قرار گرفتن حمام هم مناسب نبود. موقع خواب متوجه شدم روتختی کثیفه که با تماس با رسپشن و خانه‌داری ملحفه تعویض شد. در اخر صبحانه هم عالی بود.
  • من و یکی از پرسنل هتل
  • نکات:
  • به هنگام ورود به هتلها و اماکن تاریخی بازرسی بدنی می‌شدیم و کیفها هم از دستگاه رد می‌شدند.
  • من در مورد غذا و نبودن نان در هند چیزهایی شنیده بودم بخاطر همین با خودم کنسرو و نان برده بودم که بیشتر برای شام استفاده می­‌کردم و حتی اضافه هم آورده بودم. لازمه بگم که در هند هیچ مشکلی از بابت غذا نداشتم. شاید دلیلش این بوده که هتلها یا رستورانهایی که رفته بودیم برای ذائقه ما مناسب بوده. فقط روز آخر مرغ کنتاکی که از kfc گرفتیم تند بود.
  • در دهلی به خاطر مسئله غیر اخلاقی که چند سال پیش اتفاق افتاده بود باید پرده همه ماشین­ها کنار زده بشه و اگر کسی قانون رو رعایت نکنه جریمه می­شه. به خاطر همین زمانی رو که ما در دهلی داخل ماشین بودیم شاگرد راننده پرده­ ها رو جمع می­کرد حتی اگر آفتاب بود.
  • هر ۳ شهر کثیف، ولی محوطه آثار باستانی تمیز بودند. با این حال من صحنه چندش آوری ندیدم.
  • تقریبا هر روز برنامه خرید داشتیم. یا دیدن از مغازه­‌های خیابانی و دستفروشها و یا مراکز خرید شیک و گرون
  • همه جور آدمی دیدم هم ژنده پوشی که کنار خیابون خوابیده بود و هم کارکنان و فروشندگان مؤدب و مسلط به زبان انگلیسی
  • هزینه ­هایی که کردم ۳/۵۰۰/۰۰۰ تومان بلیط هواپیما
  • ۲۲۰/۰۰۰ تومان عوارض
  • ۵۵۰ دلار هزینه تور
  • ۱۵۰ دلار خریدهای شخصی، غذا و گشتهای انتخابی. در مجموع ۱۳/۰۰۰/۰۰۰ تومان هزینه هند در نوروز
  • دلارهامون رو یا خود لیدر تبدیل می­کرد یا یک موتورسوار داخل مینی بوس می­شد و تبدیل انجام می­شد. کسانی هم که خیلی خرید می­کردند در مراکز خرید دلارهاشون رو تبدیل به روپیه می‌کردند.پول ملی هند

در پایان از اینکه به هند سفر کردم و از ۳ شهر و آثار هنری و فرهنگی این کشور دیدن کردم بسیار خوشحالم و خدا رو شکر میکنم که به من توفیق داد یک سفر دیگه رو به سلامت به پایان برسونم.

از اینکه سفرنامه­ ام رو مطالعه کردید سپاسگزارم و امیدوارم از این سفرنامه استفاده مفیدی کرده باشید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *